
بازی مافیای کلاسیک اولینبار در سال ۱۹۸۶ میلادی، توسط دیمیتری دیویدف، بهعنوان یک تمرین گروهی برای دانشجویان دانشکدهی روانشناسی دانشگاه دولتی مسکو طراحی شد. این تمرین که با نام مافیا یا گرگنما شناخته میشد، خیلی زود به یکی از محبوبترین بازیهای شبانهی دانشجویان دانشگاه مسکو تبدیل شد و کمتر از دو سال بعد، به سراسر اروپا و سپس آمریکا راه پیدا کرد. امروز، مافیا یکی از شناختهشدهترین و پرطرفدارترین بازیهای گروهی در سراسر جهان است.
این بازی میان دو گروه مافیا و شهروندان برگزار میشود. یکسوم بازیکنان تیم مافیا را تشکیل میدهند و باقی، شهروندان هستند. در ابتدا کارتهای نقش میان بازیکنان پخش میشود؛ هیچکس نباید نقش دیگران را بداند. گردانندهی بازی از همه میخواهد چشمان خود را ببندند، سپس بازیکنانی که کارت مافیا دارند چشمانشان را باز میکنند تا همتیمیهای خود را بشناسند.
به این ترتیب بازیکنان به دو گروه تقسیم میشوند: اقلیتی آگاه (مافیا) و اکثریتی ناآگاه (شهروندان). از همینجا، وظیفهی شهروندان آغاز میشود: از میان صحبتها و زبان بدن دیگران، مافیاهای پنهانشده در میانشان را شناسایی کنند. تیم مافیا نیز هر شب یکی از شهروندان را حذف میکند و در روز، با گمراهکردن و بدبینکردن شهروندان به یکدیگر، تلاش میکند کنترل شهر را در دست بگیرد. در این میدان، سلاح شهروندان چیزی نیست جز قدرت تکلم، خونسردی، و توانایی خواندن رفتار و زبان بدن بازیکنان دیگر.
تعداد بازیکنان تیم مافیا همواره یکسوم کل بازیکنان است (برای نمونه: هفتنفره دو مافیا، هشت و دوازدهنفره سه مافیا). در نسخهی کلاسیک، تیم مافیا فقط یک نقش ویژه دارد — پدرخوانده (دُن) — و باقی اعضا مافیای سادهاند، بدون هیچ قابلیت خاصی. در طرف مقابل، تیم شهروندان دو نقش ویژه دارد: دکتر و کارآگاه؛ باقی بازیکنان شهروند ساده هستند.
پدرخوانده (دُن)
رئیس و تصمیمگیرندهی نهایی تیم مافیاست. تا زمانی که در بازی حضور دارد، هدف شلیک شبانه را او تعیین میکند؛ پس از حذف او، بقیهی مافیا با مشورت یکدیگر یک نفر را انتخاب میکنند. اگر کارآگاه استعلام او را بگیرد، پدرخوانده بهعنوان شهروند نشان داده میشود.
کارآگاه
پلیس شهر است. هر شب بیدار میشود و استعلام یکی از بازیکنان را میگیرد: اگر آن فرد عضو تیم مافیا باشد، گرداننده علامت تأیید نشان میدهد؛ اگر شهروند یا پدرخوانده باشد، علامت عدم تأیید. وظیفهی کارآگاه، شناسایی مافیا در شب و هدایت و همراستاسازی شهروندان در روز برای حذف آنهاست.
دکتر
ناجی شهروندان است. هر شب، پس از تیم مافیا بیدار میشود و یک نفر را برای نجات انتخاب میکند. اگر همان شب مافیا به او شلیک کرده باشد، آن بازیکن زنده میماند و از بازی حذف نمیشود. دکتر میتواند خودش و هر بازیکن دیگری را، به هر تعداد که لازم باشد، نجات دهد.
ابتدا گرداننده کارتهای نقش را میان بازیکنان تقسیم میکند. کارت نقش کاملاً محرمانه است؛ هیچکس، حتی پس از حذف از بازی، حق ندارد نقش خود را به دیگران نشان دهد.
شب معارفه
گرداننده از همه میخواهد چشمانشان را ببندند، سپس تیم مافیا را صدا میزند. بازیکنانی که نقش مافیایی دارند چشم باز میکنند تا یکدیگر را بشناسند، و گرداننده پدرخوانده را به بقیهی اعضای تیم معرفی میکند. پس از آن، همه دوباره چشمانشان را میبندند و روز اول بازی آغاز میشود.
فاز روز
هر روز، یک بازیکن که گرداننده انتخاب میکند سر صحبت را باز میکند و یک دقیقه فرصت دارد صحبت کند. این محدودیت زمانی، بسته به تعداد بازیکنان و زمان در دسترس، ممکن است کوتاهتر شود؛ اما باید برای همهی بازیکنان یکسان باشد. بهترتیب، همه یک دور صحبت میکنند — دربارهی خودشان و شکهایشان. صحبت آزاد است؛ هرکس میتواند درست یا نادرست، مدعی هر نقشی باشد، اما تحت هیچ شرایطی، حتی پس از حذف، حق نشاندادن کارت نقش خود را ندارد. وقتی همه صحبت کردند، بازی وارد فاز رأیگیری میشود.
فاز رأیگیری
هر روز، بازیکنان میتوانند با اکثریت آرا یک نفر را به ظن مافیابودن از بازی اخراج کنند. گرداننده یکییکی به بازیکنان اشاره میکند و بقیه به آنها رأی میدهند؛ در این مرحله محدودیتی برای تعداد آرا وجود ندارد و هرکس میتواند به هر چند نفر که مشکوک میداند رأی بدهد. بازیکن یا بازیکنانی که رأیشان از نصف کل بازیکنان بیشتر شود (برای نمونه، در بازی هفتنفره: چهار رأی)، به دفاع میروند.
هرکدام از افراد در دفاع، یک دقیقه فرصت دارند از خود دفاع کنند. سپس گرداننده از بقیه میخواهد دوباره رأی بدهند؛ اینبار هرکس فقط به یکی از افراد در دفاع میتواند رأی خروج بدهد.
اگر فقط یک نفر در دفاع باشد و باز هم بیش از نصف بازیکنان به او رأی خروج بدهند، از بازی حذف میشود. اگر بیش از یک نفر در دفاع باشند، فرد یا افرادی که بیشترین رأی خروج را بیاورند حذف میشوند — حتی اگر تعداد آرایشان از نصف کل بازیکنان کمتر باشد.
با پایان رأیگیری، بازی وارد فاز شب میشود.
فاز شب
گرداننده از همه میخواهد چشمانشان را ببندند. در طول شب، جز کسانی که گرداننده صدا میزند، هیچکس حق باز کردن چشم ندارد؛ در غیر این صورت از بازی اخراج خواهد شد.
گرداننده ابتدا تیم مافیا را صدا میزند. آنها بیدار میشوند، یک دقیقه برای مشورت دارند، و در نهایت به یک نفر شلیک میکنند. اگر پدرخوانده در بازی باشد، پس از مشورت با یارانش، خودش قربانی شب را انتخاب میکند؛ در غیر این صورت، تصمیم با مشورت جمعی تیم مافیا گرفته میشود. پس از شلیک، تیم مافیا دوباره میخوابد.
سپس نوبت دکتر است. او باید حدس بزند مافیا چه کسی را هدف گرفته و همان فرد را نجات دهد. اگر درست حدس بزند، قربانی زنده میماند و آن شب کسی کشته نمیشود؛ در غیر این صورت، روز بعد فردی که مافیا به او شلیک کرده از بازی خارج میشود.
در پایان، گرداننده کارآگاه را صدا میزند. کارآگاه هر شب استعلام یک بازیکن را میگیرد: اگر آن فرد عضو مافیا باشد، گرداننده با دست علامت تأیید نشان میدهد؛ اگر شهروند باشد، علامت عدم تأیید. پس از دریافت پاسخ، کارآگاه دوباره میخوابد.
نکتهی مهم: کارآگاه نمیتواند استعلام پدرخوانده را بگیرد؛ اگر او را انتخاب کند، گرداننده پدرخوانده را بهعنوان شهروند معرفی میکند.
اعلام وقایع
با پایان فاز شب، گرداننده اعلام میکند که روز شده و همه چشمانشان را باز میکنند. سپس مشخص میشود کدام بازیکن در طول شب کشته شده و باید بازی را ترک کند — مگر آنکه دکتر توانسته باشد قربانی را نجات دهد، که در این صورت گرداننده اعلام میکند دیشب کسی کشته نشده است. پس از آن، یک بازیکن دیگر سر صحبت را باز میکند و فاز روز بعد آغاز میشود.
پایان بازی
بازی تا زمانی ادامه مییابد که یا تمام اعضای مافیا حذف شوند و شهروندان برنده شوند، یا در پایان یک فاز شب، تعداد مافیا و شهروندان باقیمانده برابر شود — که در این صورت، تیم مافیا برندهی بازی خواهد بود.